- مازندران - مدیریت گعده‌ای

مدیریت گعده‌ای

تاریخ 14 بهمن 1398 ساعت 11:05:33
منبع: واژه روز
کد خبر: 000326
مدیریت ایرانی از عملگرایی دهه ۷۰ در دهه ۸۰ رسید به حرف درمانی و حالا در اواخر دهه ۹۰ دریغ از دو کلمه حرف حساب و حتا ناحساب مدیران!
مدیریت گعده‌ای


علی صادقی / روزنامه‌نگار-مدیرمسئول مازندنومه: ابتدای هفته جاری، استاندار مازندران با اهالی رسانه «دیدار» کرد که کیفیت جلسه انتقاد برخی مدعوان را در پی داشت.

دو پرسش:

۱-چند نشست خبری مسئولان، به ویژه استاندار در سال‌های اخیر کیفی و کارشناسی برگزار شد؟ و در کدام نشست با استانداران ادوار در دولت‌های مختلف، از آگهی و سهمیه کاغذ و هزینه چاپ و مسائل پیش پاافتاده شخصی یا منطقه‌ای و... الخ، حرف زده نشده که این بار متفاوت باشد؟!

۲- چند درصد از شاخصه‌های یک نشست خبری مطلوب، نزد اهالی رسانه است و چند درصد نزد مسئولان؟ آیا اگر خبرنگاران حرفه‌ای و آموزش دیده باشند، نشست‌های خبری بی‌نقص و پرکیفیت می‌شود؟
چند نکته:
الف-«دیدار»، پس از «جلسه» و «بازدید»، جزو پرکاربردترین بسامد واژگان خبرهای مربوط به استاندار (و بیشتر مسئولان کنونی) است. اصلاً مگر خروجی خبرهای مسئولان، جز فلان جلسه و بهمان بازدید و دیدار است؟!
مدیریت ایرانی از عملگرایی دهه ۷۰ در دهه ۸۰ رسید به حرف درمانی و حالا در اواخر دهه ۹۰ دریغ از دو کلمه حرف حساب و حتا ناحساب مدیران!

کافی است گشتی در کانال‌های خبری ادارات دولتی و صفحات شخصی مسئولان بزنید، کلیدواژه‌ها و محورها ثابت و تکراری است:

... در جلسه با...
... در بازدید از...
... در دیدار با...

ب-همواره خبر مسئولان (به تناسب سطح مدیریتی‌شان)، حاوی ارزش خبری و مخاطب‌پسندی بالایی است، لیکن مدت‌هاست خواندن خبرها و گفت‌وگوهای دولتمردان، جذابیتی برای اهالی رسانه هم ندارد، چه رسد مردم. شاید چون بیشتر مدیران، خوراکی برای عرضه ندارند، حضور در نشست‌های خبری‌شان نیز بی‌تاثیر، باری به‌هرجهت، تکراری، کم جاذبه و گعده‌ای شده است.

گذشت دوره‌ای که خبرنگار با مطالعه و طراحی پرسش و تحقیق پیش از گفت‌وگو، به ملاقات مسئولان می‌رفت. گفت‌وگو با بسیاری از مدیرانی که اینک می‌شناسیم، خیلی به تحقیق و مطالعه نیاز ندارد، بداهه هم می‌توان مصاحبه و گفت‌وگو را پیش برد.
این‌ها را گفتم تا یادآور شوم باید همه چیزمان به همه چیزمان بیاید. تغییر و تتزل سطح مدیران و روی کار آمدن نسلی از مدیران کوتوله، ترسو، سفارشی و ضعیف، باعث تولید نسلی از خبرنگاران کوتوله، ترسو، سفارشی و ضعیف شده است.

این جمله معروف ناصرالدین شاه قاجار هنوز بین طیف وسیعی از صاحب‌منصبان طرفدار دارد: «نوکرهای من و مردم این مملکت باید جز از ایران و عوالم خودشان از جایی خبر نداشته باشند و بالمثل اگر اسم پاریس یا بروکسل نزد آن‌ها برده ‌شود ندانند این دو خوردنی‌ست یا پوشیدنی.»
برخی مدیران بدشان نمی‌آید خبرنگاران، غیر از عوالم خودشان، از جایی خبر نداشته باشند.

ج-شاید بگویید اگر جامعه رسانه‌ای، شش‌دانگ، کاربلد، تولیدگر، جسور، مطالبه‌گر و پژوهنده باشد، سبب ارتقای سطح مدیریتی جامعه می‌شود.
تا حدودی موافقم، اما پرسش این جاست که مگر خبرنگاران و روزنامه‌نگاران واجد چنین شرایطی، کم داشتیم و داریم؟ مگر رسانه‌های تولیدگر و حرفه‌ای و منتقد نداشتیم و نداریم؟ پس چرا جامعه مدیریتی کشور به چنین روز و روزمرگی دچار شده است؟ نقدها و پیشنهادهای همین معدود رسانه‌های کم‌توقع و تولیدکننده و حرفه‌ای، چه اندازه گره‌گشا و اثربخش و تعیین‌کننده بوده است؟

فرض محال، محال نیست. فرض کنیم از فردا فضای رسانه‌ای استان خودمان کاملاً حرفه‌ای شود، رسانه‌ها بشوند نیوزویک و یومیوری و سی‌ان‌ان و دیلی فلان؛ خبرنگاران هم جملگی بشوند «فریدون صدیقی» و «یونس شکرخواه»؛ در چنین وضعیت دلخواهی، کیفیت جلسه رسانه‌ها با همین استاندار چه اندازه بهبود می‌یابد؟ خروجی این با خروجی آن یکی، از کجا تا کجا تفاوت دارد؟

شایسته‌ترین، زبده‌ترین و کاربلدترین روزنامه‌نگار هم در مواجهه با یک مدیر فشل، یاوه‌گو، میزدوست، خالی‌بند و تنبل نمی‌تواند بازده و خروجی فوق‌العاده‌ای داشته باشد.

د- قصد نداشتم همه قصور را گردن مدیران بیندازم و رسانه‌ای‌ها را بی‌تقصیر بدانم. کوشیدم از زاویه دیگری موضوع‌ را ببینم؛ این که همه مشکلات سمت ما نیست. مدیران علاقه‌ خاصی به فان و گعده و جوک و خنده دارند، چون بدجور چنته‌شان خالی است. کسی هم از چای و گپ و جوک -آن هم کنار مسئولان- بدش نمی‌آید. استاندار هم این چیزها را به خوبی می‌داند. بنابراین هم نشست برگزار می‌کند تا مانور تبلیغاتی بدهد، هم پایان جلسه چیزی دستگیر کسی نمی‌شود!

به قول ناصرالدین شاه:«دستی بر سبیل مبارک کشیدیم و فی‌الواقع خودمان از خودمان خوشمان آمد.» کاری می کنیم تا کاری کرده باشیم!
احمدشاه قاجار می‌گفت:«اگر در سوییس کلم‌فروشی کنم بهتر است تا در چنین مملکتی پادشاه باشم.» چه قدر این جمله برازنده برخی صاحب‌منصبان امروز است. حکمرانانی که هرگز دل‌مان برای‌شان تنگ نخواهد شد.

Bookmark and Share
نظر شما
پاسخ به:

Your Name Description

Your Email Description

Your Website Description

Your Comment Description

 

Parent Comment Description

وارد نمودن نامو ایمیل اختیاری می‌باشد.
آخرین مطالب
پربازدیدها
عضویت در خبرنامه
گزارش
گفت و گو
logo-samandehi