- مازندران - گله‌ی «فاطمه زندی» رئیس انجمن هنرهای نمایشی نوشهر از مدیران هنری عرصه‌ی تئاتر

گله‌ی «فاطمه زندی» رئیس انجمن هنرهای نمایشی نوشهر از مدیران هنری عرصه‌ی تئاتر

تاریخ 02 مهر 1399 ساعت 09:29:26
کد خبر: 001093
رئیس انجمن هنرهای نمایشی مازندران شعبه نوشهر با انتشار یادداشتی از روزهای کرونایی و مشکلات معیشتی اهالی تئاتر گفت و متذکر شد تئاتر گویی پرکننده بخشی از یک تقویم سرگرم کننده است و کسی برای رفع مشکلات هنرمندان این حوزه دغدغه ندارد.
گله‌ی «فاطمه زندی» رئیس انجمن هنرهای نمایشی نوشهر از مدیران هنری عرصه‌ی تئاتر

به گزارش واژه روز به نقل از تئاتر مازندران، «فاطمه زندی» رئیس انجمن هنرهای نمایشی مازندران  شعبه نوشهر با انتشار یادداشتی از روزهای کرونایی و بی توجهی و عدم دغدغه مندی مسئولین امر نسبت به اهالی تئاتر گفت:

 از تئاتر زیاد گفته‌ایم و نوشته‌ایم. از اهمیت هنر نمایش و تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم آن در توسعه‌ی فرهنگی. بسیار زیاد گفته‌ایم، فریاد زده‌ایم، پیشکسوتان، اساتید و هنرمندان نمایش بارها و بارها دغدغه‌ها و نیازهایشان را سال‌های سال فریاد زده‌اند. اما تصمیم‌گیرندگان فرهنگی، مدیران هنری به راستی برای تئاتر چه کرده‌اند؟

آنچه این روزها با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم ماحصل آنچه از پیش کاشتهایم است. آری عزیزان، مادامی که به تئاتر به مثابه‌ی یک تفنّن نگاه می‌شود نه یک ضرورت، بدیهی است که در شرایطی نظیر بحران کرونا، اوضاع تئاتر و فعالانش چنین باشد. ما نتوانسته‌ایم جایگاه حقیقی برای تئاتر تعریف کنیم. گویی که هیچ زیرساختی به معنای واقعی کلمه ایجاد نکرده‌ایم، بنابراین طبیعی است که کسی عدم حضورمان را احساس نکند. کسی دغدغه‌ی حذفمان را نداشته باشد. کسی صدای خرد شدن دنده‌هایمان را زیر فشار اقتصادی نشنود، چرا که انگار اساسا وجود خارجی نداشته‌ایم. ما تنها بخشی از بیلان فرهنگی بوده‌ایم، گویی که پرکننده‌ی بخشی از یک تقویم سرگرم کننده‌ایم، کنداکتور سالانه‌ی یک مجموعه‌ی فرهنگی یا یک اداره!  اینها حقایقی تلخ‌اند، و البته دردناک! درد عمیق سرگشتگی! طوری که حتی نمی‌دانیم دقیقا باید از کجا مطالبه داشته باشیم و اصلا چه مطالبه کنیم?! حتی نمی‌دانیم چه می‌توانیم بخواهیم و از که بخواهیم! هاج و واج مانده‌ایم بین چندراهی ادارات کل ارشاد، معاونت‌های وزارت فرهنگ و ارشاد، مجموعه‌ی انجمن هنرهای نمایشی، اداره‌ی تئاتر و... همانند طفلی مبهوت اطرافیم و نمی‌دانیم. چه می‌خواهیم و چه می‌توانیم بخواهیم.

تئاتر دولتی فلج شده، نمی‌داند باید برای زیرمجموعه‌هایش چه کند، مدام از کسری بودجه و حتی بدتر نبودن منابع مالی برای کمک به معیشت اهالی تئاتر سخن به زبان می‌آورد! پردیس ها وتماشاخانه‌های خصوصی تئاتر که قرار بود دستاوردی شبیه کمپانی‌های تئاتر در سراسر دنیا داشته باشند هم توان مدیریت هزینه‌های جاری خود را ندارند و نه تنها کمکی به هنرمندان تئاتر در  دوره کرونا نبوده‌اند، بلکه خود نیز در صف کمک گرفتن از نهاد‌های فرهنگی گوی سبقت را ربوده‌اند!

این تنها نمونه‌هایی است از مسکّن‌هایی که سالیان سال به بدنه‌ی تئاتر تزریق شده است. تصمیماتی که هیچ کدام به معنای واقعی کلمه زیرساختی نبوده‌اند. و تنها دردهای مجموعه‌ی تئاتر را پنهان و پنهان‌تر نگاه داشته‌اند.

اما حالا، در این روزهای تلخ و پر رنج، که یکی یکی عزیزانمان را از دست می‌دهیم، میان این همه محنت، از یاد نبریم که  پساکرونایی خواهد بود، اینکه این روزها خواهند گذشت، با همه‌ی سختی‌ها و رنج هایشان، و ما موظفیم که برای یک بارهم که شده به معنای واقعی کلمه برای تئاتر تصمیم بگیریم.

Bookmark and Share
نظر شما
پاسخ به:

Your Name Description

Your Email Description

Your Website Description

Your Comment Description

 

Parent Comment Description

وارد نمودن نامو ایمیل اختیاری می‌باشد.
آخرین مطالب
پربازدیدها
پوستر
عضویت در خبرنامه
یادداشت
گزارش
گفت و گو
logo-samandehi